خرید بک لینک
امروز احساس کردم تهران رو دوست ندارم.وقتی تو مترو بودم واقعا فضا برام سنگین بود نمیدونم شایدم حال بدم این طور حسی رو برام ایجاد کرده بود.یاد شیراز و دوره ارشد افتادم.فوق العاده بود شیراز.کافی بود دلت بگیره میرفتی باغ ارم سه سوته خوب میشدی.حالا تو این شهر شلوغ تهران با این همه ترافیک و گرونی و هزار تا چیز دیگه.دوس داشتم تهران زندگی کنم ولی الان احساس میکنم شاید لزومی نداره.اونایی که همین ورا هستن انگار زندگی آرومتری دارن.گناه کمتر اعصاب خوردی کمتر هوای خوب حالا درسته امکانات تهران نیس اما خب بالاخره یه مزایایی داره.شاید چون یه مدت زیاده اینجا موندم بهش عادت کردم.با خودم فکر میکنم ساوه هم جای خوبیه گرچه آب و هواش مزخرفه.البته فقط یه جاشو دوس دارم اونم خیابون تهران که مال باکلاسا و پولداراشه.اونجا فرهنگش بهتره ولی از فرهنگ پایین وسط شهر اصلا خوشم نمیاد.اگر خدا کمک کنه و یه اداره ای جایی اونجا استخدام شم بعد رفیقمم همون جا باشه خوب میشه.در هر صورت در رویای محل زندگی با رفیق امروز تجدید نظر کردم و دیدم حتما نیازی نیس تهران باشیم.آدم پول داشته باشه همه جا خوشه.اصلا برا تفریح هم آدم پول داشته باشه میتونه روزای تعطیل بره تهران دربند یا هر حا دیگه.پس وورر یا رمز یه کلمه بیشتر نیس؛پول

برچسب: نویسنده: نگار محمدی تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 14:57

صفحه بندی